ای روزگار !
یادتونه ترم پیش چه کارها کردم که بچه ها دانشگامونو لینوکسی کنم( سر به راه کنم ) ! چه رنج ها کشیدم ؟! چه شبها تا صبح بیدار ماندم و سیدی رایت کردم ؟! …………… ( تاکس میگه چه خبرته شلوغش کردی ( البته همه اینا رو انگیلیسی میگه ) , بعدش داره میگه …. ( اِ تاکس لومون نده باشه باشه دیگه نمیگم ) ) .
حالا حدس بزنید چی شده ؟!
حتی فکرشم نمیتونید کنید .
به قول یکی : ها ها ها ها ها .
درست از هفته پیش شروع شد . رفتم دانشگا دیدم همه تحویل میگیرن . ادمایی که سالی یک بار هم با ادم سلام نمیکردن میگن علیک سلام . یعنی چه اتفاقی میتونست افتاده باشه ؟
همشون در باره لینوکس ازم سوال میکردن . عجیب بود . توزیعی که سوال میکردن هم فدورا بود .
با خودم فکر کردم نکنه من تا چند روز دیگه بیشتر زنده نیستم و همه از این موضوع خبر دارن بجر خودم ؟!
تا این که از حقیقت ماجرا بو بردم . این ترم ما … ما …. ما؟! حدس بزنید ! سیستم عامل داشتیم ؟ نه نه اونو که ترم پیش داشتیم .:D بله ازمایشگاه سیستم عامل داشتیم . ولی من با یه استاد گرفتم هم دوره ای هام اکثرا با یه استاد دیگه . با ما #C کار میکنند با اونها لینوکس . و این است راز بازگشت همه به سوی لینوکس
.




2 جواب تا اینجا
مریم // آوریل 20, 2009 در 4:16 ب.ظ
ای بابا
ما که داشتیم آروم آروم پیش می رفتیم و … ولی این استاده عجله داره انگار D:
.+*””*+..+*””*+..+*””*+..پاسخ..+*””*+..+*””*+..+*””*+.
ببین تجربه ( ترجمه )ثابت میکنه استادا دارن درست عمل میکنن . D:
totia // آوریل 26, 2009 در 7:54 ق.ظ
تبریک
من به اراده و پایداری شما آفرین میگم..
و به اساتید و هم کلاسی هاتون هم خوشامد…