روز شمار شروع!

سفر نامه لینوکسی !

می 9, 2009 · تا کنون 5 نظر داده شده

خوب این سفر هم به خیر و خوشی و سلامتی به پایان رسید .

DSC02659

سفر سختی بود . نه به خاطر مسیر و دوری راه بیشتر به خاطر نگرانی هایی که در این سفر داشتم . چون تقریبا اولین سفر انفرادی بود که همش با برنامه ریزی خودم بود , ولی اخر اخرش ادم همیشه خیالش راحته که خدا هست .

تاکس نبودی ببینی چی شد . البته هرجا حرف از لینوکس باشه تو  اونجا هستی! :D

خلاصه قطار بدون تاخیر به تهران رسید با راهنمایی هایی که از بچه های ابونتو ای ار گرفته بودم به راحتی به جشن رسیدم و انجا جم همه جمع بود . من هم که کلا با یک چمدان سوپرایز انجا رفتم چون بچه های لاگ خوزستان هم از امدن من خبر نداشتند .

DSC02637

و اما , تاکس من در این سفر باید کلی تشکرات داشته باشم . اول از همه از یا حق , بعد از همسفر صبورمان ( هیچ وقت زحمت های پدر مادر را جبرانی نیست ) و بعد از  بچه های ابونتو ای ار ( زنده باد حلقه انسانیت ابونتو ای ار ) .

دوتا خرابکاری  بزرگ در این سفر داشتیم :

۱ – دفتر یاداشت لینوکسی را در قطار جا گذاشتیم . :-(

۲ – اشتباهی به جای   پارتیشن روت , home/ را پاک کردیم و همه اطلاعات همچون گنجشکی از سر شاخه پرید . ( من چرا شماره این sad ها یادم میره ؟! )

خوب فدای سر خرگوش چالاک ( البته بعد از این که خیالم راحت شد از ۲/۳ مطالبم  + پروژه بک اپ دارم) , بالاخره یک عدد ابونتو ۹.۰۴ به دستمان رسید و نصب گردید . به به چه سرعت بوتی :D

اونجا انقدر شلوغ شده بود خیلی ها را دیدیدم خیلی ها را هم ندیدیم . ولی انهایی که دیدیم بیشتر از ندیده ها بود .

DSC02634

راستی تاکس این kde کارای نامرد هرچی خواستن به ما گنومیا گفتن lol اخه وقتی چند تا اصفهانی kde کار میشن دیگه کی میتونه با لفظ جوابشونو بده ؟! :D

اما خوب جشن خیلی خوبی بود.

راستی داتکی ها یادم رفت ( زنده باد داتک :D )

DSC02635

ولی یه شوخی هایی هم این داتک با ما داشت :

DSC02640

روز بعد هم به نمایشگاه کتاب سر زدیم ولی بیشتر شبیه نمایشگاه انسان بود از بس شلوغ بود فقط ادم میدیدی تا کتاب !

DSC02644

DSC02650

راستی تالا به این فکر کردید که اگر سر کلاس ازمایشگاه منطقی بهتون 7seg بدند و استاد برای چند دقیقه شما را به حال خودتان بزاره چکار میکنید ؟!

من که میدونم :D

DSC02616

دسته‌ها: Uncategorized

5 جواب تا اینجا

  • Saeid // می 13, 2009 روی 6:25 ق.ظ

    :)
    خوبه که بهتون خوش گذشته

    .+*””*+..+*””*+..+*””*+..پاسخ..+*””*+..+*””*+..+*””*+.

    از زحمت های بچه ها ی راهبران باید حسابی تشکر کرد

  • Orem // می 13, 2009 روی 8:49 ق.ظ

    خسته نباشی قهرمان :)

    .+*””*+..+*””*+..+*””*+..پاسخ..+*””*+..+*””*+..+*””*+.

    تشکر .

    صفت بدی نیست هو !

    تاکس نظرت چیه ؟ چطوره لقب شوالیه را برای خودم انتخاب کنم . یا جهانگرد لینوکس یا .. باشه باشه چپ چپ نگا نکن ( این تاکس نمیزاره ادم خودش را تحویل بگیره :D )

  • Saar // می 13, 2009 روی 11:37 ب.ظ

    کل سفر یه طرف، این سون سگمنتا یه طرف دیگه! بسی هردوشون جالبناک بودن!

  • Saar // می 14, 2009 روی 7:36 ق.ظ

    راستی اون دفترچه یادداشته که سوتی شده، همون زرده (شایدم نارنجی!) بود که میاوردی لاگ؟

    .+*””*+..+*””*+..+*””*+..پاسخ..+*””*+..+*””*+..+*””*+.
    lol
    بله دقیقا همان بود . از یابده خواهش میشود دفتر را به ما بازگرداند . جایزه هم دو عدد دیویدی کبونتو و ابونتو( البته ۸.۱۰ :D ) باشه تاکس چپ چب نگاه نکن . جهنمو ظرر 9.04 :D

  • erghezi // می 14, 2009 روی 6:44 ب.ظ

    نکنه پسورد ادمین انجمن اوبونتو هم توی اون دفترچه بود!؟‌:) اون نمایشگاه انسان تیکه فوق العاده گیکی بودlol داتکم که به ما سرویس می‌ده ! حامی اوبونتو! سایت اوبونتو رو بسته(لانچپد)lol

یک نظر بنویسید