خوب این سفر هم به خیر و خوشی و سلامتی به پایان رسید .

سفر سختی بود . نه به خاطر مسیر و دوری راه بیشتر به خاطر نگرانی هایی که در این سفر داشتم . چون تقریبا اولین سفر انفرادی بود که همش با برنامه ریزی خودم بود , ولی اخر اخرش ادم همیشه خیالش راحته که خدا هست .
تاکس نبودی ببینی چی شد . البته هرجا حرف از لینوکس باشه تو اونجا هستی!
خلاصه قطار بدون تاخیر به تهران رسید با راهنمایی هایی که از بچه های ابونتو ای ار گرفته بودم به راحتی به جشن رسیدم و انجا جم همه جمع بود . من هم که کلا با یک چمدان سوپرایز انجا رفتم چون بچه های لاگ خوزستان هم از امدن من خبر نداشتند .

و اما , تاکس من در این سفر باید کلی تشکرات داشته باشم . اول از همه از یا حق , بعد از همسفر صبورمان ( هیچ وقت زحمت های پدر مادر را جبرانی نیست ) و بعد از بچه های ابونتو ای ار ( زنده باد حلقه انسانیت ابونتو ای ار ) .
دوتا خرابکاری بزرگ در این سفر داشتیم :
۱ – دفتر یاداشت لینوکسی را در قطار جا گذاشتیم .
۲ – اشتباهی به جای پارتیشن روت , home/ را پاک کردیم و همه اطلاعات همچون گنجشکی از سر شاخه پرید . ( من چرا شماره این sad ها یادم میره ؟! )
خوب فدای سر خرگوش چالاک ( البته بعد از این که خیالم راحت شد از ۲/۳ مطالبم + پروژه بک اپ دارم) , بالاخره یک عدد ابونتو ۹.۰۴ به دستمان رسید و نصب گردید . به به چه سرعت بوتی
اونجا انقدر شلوغ شده بود خیلی ها را دیدیدم خیلی ها را هم ندیدیم . ولی انهایی که دیدیم بیشتر از ندیده ها بود .

راستی تاکس این kde کارای نامرد هرچی خواستن به ما گنومیا گفتن lol اخه وقتی چند تا اصفهانی kde کار میشن دیگه کی میتونه با لفظ جوابشونو بده ؟! :D
اما خوب جشن خیلی خوبی بود.
راستی داتکی ها یادم رفت ( زنده باد داتک
)

ولی یه شوخی هایی هم این داتک با ما داشت :

روز بعد هم به نمایشگاه کتاب سر زدیم ولی بیشتر شبیه نمایشگاه انسان بود از بس شلوغ بود فقط ادم میدیدی تا کتاب !


راستی تالا به این فکر کردید که اگر سر کلاس ازمایشگاه منطقی بهتون 7seg بدند و استاد برای چند دقیقه شما را به حال خودتان بزاره چکار میکنید ؟!
من که میدونم





5 جواب تا اینجا
Saeid // می 13, 2009 روی 6:25 ق.ظ
خوبه که بهتون خوش گذشته
.+*””*+..+*””*+..+*””*+..پاسخ..+*””*+..+*””*+..+*””*+.
از زحمت های بچه ها ی راهبران باید حسابی تشکر کرد
Orem // می 13, 2009 روی 8:49 ق.ظ
خسته نباشی قهرمان
.+*””*+..+*””*+..+*””*+..پاسخ..+*””*+..+*””*+..+*””*+.
تشکر .
صفت بدی نیست هو !
تاکس نظرت چیه ؟ چطوره لقب شوالیه را برای خودم انتخاب کنم . یا جهانگرد لینوکس یا .. باشه باشه چپ چپ نگا نکن ( این تاکس نمیزاره ادم خودش را تحویل بگیره
)
Saar // می 13, 2009 روی 11:37 ب.ظ
کل سفر یه طرف، این سون سگمنتا یه طرف دیگه! بسی هردوشون جالبناک بودن!
Saar // می 14, 2009 روی 7:36 ق.ظ
راستی اون دفترچه یادداشته که سوتی شده، همون زرده (شایدم نارنجی!) بود که میاوردی لاگ؟
.+*””*+..+*””*+..+*””*+..پاسخ..+*””*+..+*””*+..+*””*+.
) باشه تاکس چپ چب نگاه نکن . جهنمو ظرر 9.04
lol
بله دقیقا همان بود . از یابده خواهش میشود دفتر را به ما بازگرداند . جایزه هم دو عدد دیویدی کبونتو و ابونتو( البته ۸.۱۰
erghezi // می 14, 2009 روی 6:44 ب.ظ
نکنه پسورد ادمین انجمن اوبونتو هم توی اون دفترچه بود!؟:) اون نمایشگاه انسان تیکه فوق العاده گیکی بودlol داتکم که به ما سرویس میده ! حامی اوبونتو! سایت اوبونتو رو بسته(لانچپد)lol