روز شمار شروع!

داستان تصویری !

ژوئن 2, 2009 · 6 دیدگاه

سلام تاکس
سلام دوستان

این چند روز بیشتر وقتم مشغول نقاشی بودم :D

این داستانا لینوکسی بود ؟ یادتونه ؟ خودم را که کسل کرد بقیه را نمیدونم ! اونجور که میخواستم نشد . فکر میکنم بی مزه شد .

اما خوب از اونها  به یه چیزهایی رسیدم .

میخوام یک سری ماجرا رو به تصویر بکشم . ولی شدیدا به نظر ها نیازمندم .

خوب وایسید از اول بگم … نه نه از اول خیلی طول میکشه از اخر میگم :D

ببینید شخصیت های داستان tux و narcis هستن . موضوعش اموزشیه . یعنی هدفش اموزشیه ولی چاشنی طنز هم میخواد .

تصویرایی که برای این دو شخصیت در نظر گرفتم اینهان :

tux

screenshot15

narcis

screenshot3

از همه دوستان لینوکسی که به این وبلاگ سر میزنن برای اولین بار در تاریخ وبلاگ نویسیم:D ( باور کن تاکس ) میخوام که نظرشان را در این باره بدند .

مطالبی که از نظر های شما میخوام بگیرم اینهاست :

۱ – این کار مفیده ؟

۲ – اگر مفید نیست چرا ؟اگر مفید هست چرا ؟

۳ – این شخصیت ها ی اصلی مناسبه ؟

۴ – طرحشون خوبه ؟

و اما یه راهنمایی هم از دوستان میخوام . اگر میشه به من بگید از چه نرم افزاراریی میتونم برای کشیدن و ویرایش و …. تصاویر استفاده کنم .

دیگه ?!?!? نه دیگه چیزی نیست همین بود  :D

پ.ا.ی.ن:( از همین حالا برای نظر ها هیجانزده ام ( تاکس سر به سرم نزار ! ))

دسته‌ها: Uncategorized
برچسب‌ها: , ,

6 جواب تا اینجا

  • yeenghelabi // ژوئن 3, 2009 در 10:58 ق.ظ

    با سلام
    ۱- هم بله هم نه
    ۲- بله چون یک احساس رضایت از خود و شادی در فرد ایجاد می‌کند .
    نه اگر فرد را از کارهای اصلی باز دارد
    ۳- بسته به خلاقیت و فکر خودتون داره
    ۴- از نظر من نه اما من خودم همین رو هم نمی‌تونم بکشم پس خوبه .
    پ.ن : زیاد هیجان‌زده نشو چون اصولا کسی به کسی اهمیت نمی‌ده.
    یا علی
    .+*””*+..+*””*+..+*””*+..پاسخ..+*””*+..+*””*+..+*””*+.

    سلام بر شما
    تشکر از نظر
    خوب باید منتظر شماره ۱ بود . البته شماره یک خیلی پیش پا افتادست مطالبش ولی برا اشنایی خوبه .

    جرعت این که اینا رو بکشم بعد از دیدن چند تا داستان مصور امد . خوب دیدم اونقدر هم نقاشیم در حد این کاری که میخوام انجام بدم بد نیست . :D

  • NarbeH // ژوئن 6, 2009 در 4:22 ب.ظ

    migam bahal shode
    :D
    az InkScape va Gimp estefade kon.
    tarhesham khoobe faghat dastaye narcis o dorost kon :D
    .+*””*+..+*””*+..+*””*+..پاسخ..+*””*+..+*””*+..+*””*+.
    :)
    اره دستا اینجا خرابه یه چیز شبیه برنامه مجید جان شده ( یادش به خیر )
    برنامه InkScape ? باید امتحان بشه

  • آیدین // ژوئن 7, 2009 در 3:29 ب.ظ

    ۱ و ۲) البته که مفید هست! فرهنگ نرم‌افزار آزاد و سیستم‌عامل گنو/لینوکس را کاربران و اعضای جامعه‌اش معرفی می‌کنند. اتفاقا کوبا نیز یک بازی کامپیوتری ساخته که فلسفهٔ نرم‌افزار آزاد و توزیع گنو/لینوکسی که خود کوبا طراحی کرده را آموزش می‌دهد.
    ۳) فکر می‌کنم اگر منظورتا آموزش فرهنگ و فلسفهٔ نرم‌افزار آزاد است، «گنو» نیز باید جایی در میان شخصیت‌ها داشته باشد. چرا که حقیقتا این گنو است که فرهنگ نرم‌افزار آزاد را ترویج می‌کند.
    ۴) از نقاشی من که بهتر است!

    یک ایده برای یکی از داستان‌ها به ذهنم رسید: مناظره‌ای بین «گنو» و «تاکس»، برای هرچه بیشتر شناساندن مفهوم آزادی نرم‌افزار. می‌توانید از این‌ها برای منبع استفاده کنید:
    http://www.gnu.org/gnu/linux-and-gnu.fa.html
    http://www.gnu.org/gnu/gnu-users-never-heard-of-gnu.fa.html
    http://www.gnu.org/gnu/why-gnu-linux.fa.html
    http://www.gnu.org/gnu/gnu-history.fa.html
    http://www.gnu.org/philosophy/open-source-misses-the-point.fa.html

    البته ریچارد استالمن هم یک داستان دارد که شاید به دردتان بخورد:
    http://www.gnu.org/philosophy/right-to-read.fa.html

    نظرتان راجب دردسرهای تاکس با پیوست‌های ورد چیست؟
    http://www.gnu.org/philosophy/no-word-attachments.fa.html

    (اوه اوه اوه، چه نظر طولانی‌ای شد! الانه که تاکس فحشم بده! :) )

    .+*””*+..+*””*+..+*””*+..پاسخ..+*””*+..+*””*+..+*””*+.
    تشکرات فراوان
    بریم ببینیم این لینکا چه خبره :D

    مناظره تاکس و گنو ( کلمه مناظره منو یاد نامزدا انتخاباتیمون میندازه این روزا :D ) ؟ اره چیز جالبی میشه . یه جای داستان باید گنو را هم وارد کنم ولی چون شخصیت ها که زیاد بشن کار نقاشیشونم سخت میشه نمیدونم . اما تاکس اینجا قصد نداره حق گنو را بخوره :D احتمالا یک ماه نیم دیگه سری اول و دوم را میزارم . ( دانشجوییم امتحانا شروع شده :( (

    این تیکه را نفهمیدم : :D
    نظرتان راجب دردسرهای تاکس با پیوست‌های ورد چیست؟
    http://www.gnu.org/philosophy/no-word-attachments.fa.html
    یعنی این لینک را پیوست بزارم , تو وبلاگ اقای ؟؟ علیخانی ؟ ولیحانی ؟ دیده بودم همچین چیزی

  • آیدین // ژوئن 8, 2009 در 3:29 ب.ظ

    جوابت را همین جا می‌نویسم:
    فکر کردم شاید بشود از مقالهٔ «ما می‌توانیم به پیوست‌های ورد خاتمه دهیم» یه داستان طنز آلود در بیاوری که به مردم بگوید لطفا پیوست‌های ورد نفرستید.

    البته قسمت سختش ساختن داستان هست، که به عهدهٔ خودت می‌زارم! :D

    .+*””*+..+*””*+..+*””*+..پاسخ..+*””*+..+*””*+..+*””*+.
    خیلی خوب میشه

    الان متوجه شدم

    خیلی جالب میشه این هم رفت در سوژه های داستانی . یک نقشه براش دارم .

    ( وقت وقت خدایا وقت :D )

  • rosenth // ژوئن 11, 2009 در 3:23 ب.ظ

    این کار به شدت مفیده چون عکس رو بیشتر از متن دوست دارم.
    جفت شخصیت ها هم گویا رپر هستند.با همینا شروع کنید در ادامه بهتر میشن

    .+*””*+..+*””*+..+*””*+..پاسخ..+*””*+..+*””*+..+*””*+.
    سلام بر rosenth
    واقعا رپر شدن ؟ lol
    این نرم افزار هم باید امتحان بشه

  • rosenth // ژوئن 11, 2009 در 3:24 ب.ظ

    نرم افزار krita واسه اینکار بهترینه!

نوشتن دیدگاه