Skip to content

روزگذر-۹۰/۴/۳

ژوئن 24, 2011

Meego Avatar – Meegon

ژوئن 15, 2011

سلام این پست یک چیزی هست در توضیح کمیک -۳ :D  چند روز پیش به ایدنتیکا سر زدم و اولین تغیری که در احوالات یوزر ها و دوستان دیدم این بود که همه قیافه هاشون یک جوری شده بود ! تغیر ها هم ربط پیدا میکرد به میگو ! خلاصه همه میگویی شدن !

کلا این ایده ی MeeGo avatar  یا MeeGo characters یا meegon  یا هرچی اسمش هست  برام خیلی جالب بود  . توی ویکی میگو هم میتونید صفحشو ببینید . Thelight  هم با معرفی این  سایت   یک راه حل آسون برای ساخت این آواتورا ها بهم نشون داد  که دیگه لازم نیست با برنامه های Inkscape و Gimp سر و کله بزنید !

این ایده منو یاد سایتی انداخت که یه مدت قبل تر دیده بودم ! حتما خیلی از شما مثل من میمونِ چیتوز ، یکی از ادمک های کارتونی مورد علاقتون بود ! من اون موقع ها حتی عکساشو از روی پاکت های چیپس و پفک میبریدم و جمع میکردم :)) !

ایده ی چیتوزیها هم خیلی شبیه به آدمکای میگو هست گرچه روند بازیش به نظرم خیلی مسخرست (خوب شاید قرار نباشه مسخره باقی بمونه ! ) و فقط از همون موضوع ساخت یک شکلک/آواتور  شخصی از لوگوی چیتوز خوشم آمد .

دارم فکر میکنم این بازی ساخت آواتور شخصی  برای طرفدارای  یک برنامه یا محصول از روی لوگوی اون  داره کم کم باب میشه ! یک جور شاخه ی جدید میشه توی تبلیغات شایدم هست ! خوب البته مسلما هست ولی هنوز رسمی نشده ! شایدم شده؟!اصلا نمیدونم ؟ْ:/

کمیک – 3

ژوئن 14, 2011

تنها سیاره ای که برای زندگی داری

ژوئن 6, 2011

میدونید آدم بخواد خیلی قدر نشناس هم باشه تا موقعی که به یک وسیله یا یک موجود زنده نیاز داشته باشه خسارتی به اون نمیزنه!!! خوب حداقل سعیشو میکنه!! حالا خودمونو در نظر بگیریم که تنها سیاره ای که الان روش زندگی میکنیم زمینه و کسی هم وعده ای در باره ی زندگی در سیاره ی دیگه ای را تا چند سال آینده بمون نداده ! (اگر همچین وعده ای هم باشه اعضای ناساو خانوادهاشون توی اولویتند🙂 و تلاشی نکردم و امیدی به این که نوبت بهم برسه ندارم !).
پس من نمیدونم چه صفتی به آدمیزاد نسبت بدم که داره سیاره ای را که تنها سکونت گاهشه در وضعیت های خطرناکی قرار میده!‌
خوب زمین و جهان و این مشکلات گنده بگذریم و بیایم سراغ سرزمینی که الان مال ماست! محیط زیست این سرزمین واقعا شرایط بدی داره و بیشترش تقصیر تک تک آدماشه که درگیر هزار جور چیز با ربط بی ربط هسن ولی درگیر کارها و عادت ها و عواقب چیزهایی که مربوط به خودشون میشه نیستن.
دیگه از این به بعد کلمه ی گاوخونی را باید توی نوشته های خیلی قدیمی شنید چون به تاریخ پیوست و وجود خارجی نداره!‌خیلی برایم باورش سخته، خیلی برام سخته دیگه زاینده رود را پر از آب نخواهم دید، زاینده رودی که قرن ها زنده رود بود! خیلی سخته مردنش را ببینی!باورم نمیشه کارون یک روزی آب زلالی داشته! خیلی سخته بشنوی دریاچه ی ارومیه داره میمیره و آدمای این دوره اخرین کسایی باشن که این دریاچه را میبینند.خیلی زجر اوره به درختایی فکر کنی که با اون عظمت و بعد از سالها زندگی و قد کشیدن یک روزه بسوزند و صدای ناله و سوختنشون را تصور کنی، و خیلی سخته روز سیزده فروردین وقتی غروب میشه و از طبیعت به خانه بر میگردی همه جا رو پر از پلاستیک و آشغال هایی ببینی که آدمها از خودشون به جا گذاشتن و به عاقبت این کار شاید فکر هم نکردن!
خیلی سخته با آدم هایی زندگی کنی که بیشتر وقتشون رو صرف این میکنند که ایراد دیگران را بشمارند و دنبال بدهکاریهاشون از زمین و زمان بگردند ولی نوبت به خودشون که میرسه ….! شایدم هیچ وقت نوبت به خودشون نرشه :)) خیلی سخته خودتم از این آدم ها باشی و تلاش کنی تغیر کنی ! ولی شاید اگر تلاش کنی تنها چیز زیبایی باشه که میتونه اتفاق بیفته .
دیروز روز جهانی محیط زیست بود . و الانم هفته محیط زیست .

یکی از کارایی  که از امروز میخوام انجام بدم اینه که موقع خرید یک پاکت ثابت داشته باشم و از مغازه دار  بخوام خریدم را توی  کیسه های پلاستیک نزاره !

هک های ذهن

ژوئن 2, 2011

مدت ها پیش یک کتابی  خریدم  به نام «هک های کارایی ذهن » که مال انتشارات ناقوس هست ! نمیدونم چرا اون زمان فقط گزاشتمش توی قفسه و بعد هم به خاطر مشغولیت هایی که فکر میکردم مهم ترند  فراموشش کردم ! تا این که یک مدت پیش که  دنبال چیزی میگشتم که هم نخونده باشم هم موضوش تو اون لحظه برام جالب باشه  دوباره پیداش کردم !

این کتاب ترجمه ی کتاب Mind Performance Hacks  هست  که از  Mentat Wiki     سر چشمه گرفته  و درمقدمش  کاملا  در باره ی هدف هاش  و آدمایی که این کار را شروع کردن توضیح داده و برای من  خیلی جالب و هیجان انگیز بود .  این که انسان ها درست فکر کنند خیلی مهم تر از اینه که درست بپوشند ، درست غذا بخورند و خیلی درست های دیگه ، فکر مثل یک سرچشمست که وقتی جاری میشه توی همه چیز خودشو نشون میده  پس سرچشمه حق داره مهم تر باشه . مغز جالب ترین سرگرمی و معما یی هست که ادم میتونه کشفش کنه و باش سر و کله بزنه ! و البته مغز فقط در شرایطی ارزش داره که با دنیای واقعی در تعامل باشه ! اگرنه میشه یک وزن اضافه توی جمجه :)) .

نمیتونم بگم به نظریه داروین اعتقاد دارم ولی خیلی وقت ها این به ذهنم میاد که انسانها حیواناتی هستن که با فکر کردن خودشون را تکامل دادند و شاید یک روزی شامپانزه ،  بره  یا اسب بودند ! و حیوان ها هم اگر شروع کنند به فکر کدن و کنار گذاشتن روزمرگی ، یک روزی ممکنه انسانها رو بزنند کنار!  تحقیقاتی که در باره قابلیت آموزش حیوان ها انجام شده و مستنداتی که میبینم باعث میشه این فکر توم شدت بگیره . توی این دوره که کامپیوتر داره به جای ما در باره مسائل فکر میکنه و رسانه ها مارو مشغول نگه میدارند و ما هم با رسانه ها مشغولیم و در باره ی  مسائل فکر هامون سطحی شده ،این که در آینده با یک شانپانزه برابر بشیم اونقدر ها هم  تخیلی و بد بینانه نیست ؟! هست ؟!

خوب داشتیم در باره ی Mentat Wiki  میگفتیم ! اون بخش از ویکی که سرچشمه یا صفحه پشتیبانی این کتاب هست اینجاست  ، توی این قسمت هک ها شماره بندی شدن و هر کدام هم توی یک  شاخه ی مشخص هستند : هک های مربوط به حافظه ، پردازش اطلاعات، خلاقیت، ریاضیات ، تصمیم گیری ، ارتباطات، وضوح فکری  و آمادگی ذهن .

این ویکی خیلی فوق العاده است، یک مجمعوعه از تکنیکایی که با مغز سر و کار دارن را جمع کرده و لینک ها ، برنامه ها وحتی بعضی جاها  بازی هایی  را   معرفی کرده  و تقریبا هرچی میخوایم یک جا جمعه!  بعضی هک هایی که گفته بود را تا قبل از این شنیده بودم مثل نقشه ذهنی، سفر های ذهنی، استفاده از اهنگ ها و موزون کردن حافظه و با خیلی روش هایی که  تا حالا هیچی در بارشون نمیدونستم  هم رو به رو شدم . البته توی کتاب  به صورت منسجم  و مرتب تری اطلاعات را کنار هم قرار دادن  مثلا  در هک ۱۶ فصل پردازش اطلاعات در باره نقشه ذهنی نوشته،  که من  بعد از خوندنش از  سردرگمی در اومدم   و دقیقا میدونستم چجور کشیدن نقشه ذهنی رو شروع کنم و چه وقت و برای چه موقعیت هایی این تکنیک فایده ی خودش را داره ! به خصوص این که  کتاب  راهنما ها و مثال هایی داره که  خیلی هک ها رو  کاربردی و قابل فهم کرده  ودر بعضی هک ها هم یک سری کد و برنامه با زبان پرل (perl) میشه  پیدا کرد .

روزگذر

مه 30, 2011

الان که درسا تموم شده،  روزها خیلی با نگرانی و استرس بیشتری میگذرن، تا پارسال  فکر میکردم که کاش این روزهای دانشگاه تموم بشه ولی الان وضعیت حساس تری را دارم ، یک نوشته ای رو چند روز پیش یک نفر برام نقل کرد و گفت توی اقتصاد و بازار کار امروز (نه تنها ایران بلکه شاید همه جا) کسایی موفقن که ابتکار و تلاش داشته باشند و پیگیر باشن در واقع تمرکز موضوع روی این بود که به خواننده بفهمونه دیگه دورانی که یک نفر  درس میخونه و بعد هم یک شغل حاضر و اماده بهش میدن تقریبا گذشته ، پس نباید دیگه در این مورد شاکی بود و نق زد.

برنامه من برای اینده ادامه درس هست، هم سن‌وسالام البته خیلی رأی ادمو میزنن و انرژی منفی میدن، از این جمله های همیشگی «حالا بقیه به کجا رسیدن»،»حالا چه سودی داره آخرش»و…. خیلی میگن و میشنوم . ولی آخرش بعد چند ماه تونستم راهمو برای آینده پیدا کنم . الان یک روزه که دوباره درس خوندن جدی را شروع کردم و باید تمام زنگ تفریح هامو بزارم کنار.

تنها چند تا زنگ تفریح را نگه میدارم که یکیش وبلاگمه🙂 یکی دیگش هم جمع آوری مطلب و سوژه برای linuxfm هست
، خیلی درد ناکه مجبور باشی از متن انگلیسی مطلب پیدا کنی و بعد هم سر درستی خبرت بتونی قسم بخوری اونم وقتی انگلیسیت فاجعست ولی تمرین خوبیه ! تاکس شدیدا به این حال و روزم میخنده !

تازگی لینوکسم را تغیری ندادم، دیویدی رامم سوخته و حتی نتونستم arios را ا متحان کنم و خیلی کلافم . حتی Gnome Shell و Gnome 3 را هم ندیدم ولی انقدر خبر دربارشون خوندم که سیر شدم . باید تا اخر این هفته یک انقلاب در سیتمم به وجود بیارم دیگه شبیه مرداب شده .

تاکس و نارسیس هم الان یک مدته شکل جدیدی به خودشون گرفتن ولی هنوز اونی نیستن که میخوام . بین تمام کمیک ها یی که  تا حالا  دیدم  خوندن کلوین و هابز برام  مثل انجام یک کار مهم هست، واقعا این کمیک خیلی جالبه و اعتراف میکنم  شاید برای همین نارسیس و تاکس دوباره رفت و آمدشون را توی مغزم شروع کردند . تنها کمیکی هست که دلم براش تنگ میشه :))

الان تعداد پیش نویسام رو دیدم رسیدن به ۱۶ تا ! یعنی من ۱۶تا نوشته نیمه تموم دارم که منتشر نشده:/ اینم یک جور فاجعست .  یا شایدم وسواس . هرچی هست حس ششمم بهم میگه چیز خوبی نیست .

ایم از روز گذر .

کمیک – 2

مه 28, 2011


*پ.ن.ن.و : جهت خوندن از بالا به پایبن، چپ به راست .