Skip to content

داستان از کجا شروع شد؟

سپتامبر 14, 2008

در این وبلاگ قراره مسائلی رو که من باشون در لینوکس رو به رو
میشم و راه حل هایی که پیدا میکنم و نظر ها و عقایدم رو در باره
لینوکس و نرم افزار ازاد گام به گام  بنویسم .
با لینوکس پارسال وقتی که ترم دوم دانشگاه بودم اشنا شدم ولی
هیچ ضرورتی برای کار کردن باش پیدا نمیکردم. تا این که اسفندمن که از این مودم قطع امید کردم و میرم یه مودم LAN میگیرم.
پارسال ارائه ای در باره ی  لینوکس داشتم. از اونجا با لینوکس بیشتر
اشنا شدم و شیفته ی دنیای نرم افزار ازاد شدم.
با لینوکس ابونتو از طریق یک مقاله که د رمجله رایانه خبر
نوشته شده بود اشنا شدم و به ادرسی که در اونجا اشاره شده بود
رفتم و درخواست سیدی ابونتو رو به این شرکت دادم.
لحظه شماری میکردم برای روزی که سیدی رو بفرستن ولی خبری
نشد که نشد . تا این که یه روز جمعه یه بسته رو تو خونمون انداختن
که روش خارجی نوشته بود. مادرم تعجب کرده بود اومد و گفت
-هرچی هست زیر سر تو هست.این بسته چیه؟
من با تعجب نگاه کردم و اولین چیزی که به ذهنم رسید روبا  فریاد گفتم
-ابونتووووووووووووووو؟!
تا پایان امتحانات دانشگاه صبر کردم و دو روز بعد ابونتو رو کنار
ویندوز نصب کردم . ADSl را شارژ کردم. به انجمن ابونتوی ایران
سر زدم و قصه شروع شد…
Advertisements
No comments yet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: