Skip to content

داستانهای لینوکسی -قسمت دوم!

نوامبر 8, 2008

و اما ….
تاکس پنگوئن قصه ما همراه گنو گاو افریقایی تصمیم گرفتن که یه جنگل
مدرن و ازاد داشته باشن اونها دوست نداشتن که توی جنگلشون حیوانا
خود خواه باشن. تاکس میخواست همه ی دوستاش کد های کامپیوتر را
بلد باشن و گنو دوست داشت که همه بتونن در باره ی کد های کامپیوتر
فکر کنند و اونها رو هر جور دوست دارن تغیر بدن و کد های جدید اختراع
کنند .کاری که موجودات قدرتمند اصلا دوست نداشتن.
گنو و تاکس تصمیم گرفتن که یه جنگل جدید بسازن که دنیای اطلاعاتش
برای همه ی حیوانا هم ظعیفا و هم قوی ها ازاد باشه .و همه توی اون جنگل
شاد و مهربون باشن. ولی بچه های من این کار ساده ای نبود .
تاکس از پدر خوندش (یونیکس) خیلی چیزا یاد گرفته بود .گنو هم گاو دانا و
عالمی بود .تاکس و گنو کار ها رو تقسیم کردند و شروع به ساختن جنگل
ازاد کردن .
روزهای اول اونها هیچی نداشت فقط یه مشت درخت بود .و هیچ حیوانی
حاظر نبود پاشو اونجا بزاره .چون حیوانای قصه ی ما به جگل مدرنشون عادت
کرده بودند .اونها عادت کرده بودند که کاراشونو با اینترنت و کامپیوتر انجام بدند.
بچه حیوانای قصه ی ما سر گرمیشون بازی های کامپیوتری بود اونها اصلا
دوست نداشتن که دنیای مدرن و راحتشونو ترک کنند.
تاکس و گنو روز و شب روی جنگل ازادشون کار کردند تا این که روز افتتاح
جنگل ازاد فرا رسید.
گنو و تاکس از همه ی حیوانهای جنگل دعوت کردند تا توی جشن افتتاح شرکت کنند
و از جنگل ازاد دیدن کنند .
حیوانا کوچیک و بزرگ همه و همه .از دور و نزدیک جمع شدند و کنجکاو بودند که
ببینند جنگل ازاد ی که تاکس و گنو ساختن چه شکلیه ؟!
موجودات قدرتمند جنگل هم امدند .اونها هم میخواستن جنگل ازاد رو ببینند .
گنو رفت بالای یه کنده ی درخت و شروع کرد به معرفی جنگل ازاد .تاکس هم به
گنو کمک کرد و جاها مختلف جنگل ازادو به حیوانا نشون داد .
ولی هیچ چیز اون جوری که تاکس و گنو میخواستن نشد .حیوانا از جنگل ازاد
خوشششون نیومده بود .اونها میگفتن:
جنگل مدرن ما خیلی از اینجا بهتره .
اینجا خیلی از دنیای پیشرفته ی ما عقبتره.
اینجا زندگی سخته .
بچه حیوانها هم خوشششون نیومده بود اخه هیچ کدوم از بازی های کامپیوتری
که اونا دوست داشتن روی کامپیوتر های جنگل ازاد اجرا نمیشد .
سافت ماکرو جادوگر قصه ی ما کلی تاکس و گنو را مسخره کرد و به اونها گفت
-شما فکر میکنید میتونید جنگل ازاد بسازید ؟جنگل ازاد همش رویا و خیاله ها ه ها ه ها ه
صاحب های شرکتهای کامپیوتری هم گفتند که توی جنگل شما هیچ کس نمیتونه
پیشرفت کنه .
خلاصه بچه های خوب من جشن افتتاح تموم شد همه رفتن و گنو و تاکس غمگین
و ناراحت روی کنده ی درختی نشستن .اونها دلشون شکسته بود اخه خیلی
برای جنگل ازاد زحمت کشیده بودند فکر میکردن حیوانای جنگل بادیدن جنگل
ازاد به کمک اونها مییان و با کمک همه حیوانها جنگل ازاد رو هر روز بهتر میکنند
ولی هیچ کس نموند .
در حالی که تاکس و گنو ناراحت و غمگین روی کنده ی درخت نشسته بودند و
توی فکر فرو رفته بودند یه صدایی از لای بوته ها و درختا اومد !صدای خنده و حرف !
گنو به دورو ورش نگاه کرد ولی هیچ کسی رو ندیدی .تاکس هم بلند شد و دنبال
صدا گشت ولی بازم هیچ کسی رو ندید .برای همین بلند داد زد :
-اهای ی ی ی کی اینجاست؟
ولی صدایی نیومد .اما ناگهان یکی از پشت درخت پرید بیرون .
گنو زودی اون رو شناخت و گفت :
-سلام هکرهود ! تو اینجا چه کار میکنی ؟
تاکس که خیلی کنجکاو بود که بدونه هکرهود کیه با تعجب به سر تا پای هکر هود
نگاه کرد .هکر هود لباسای سیاهی به تن داشت و یه کلاه سفید به سرش.
ناگهان چند نفر دیگه که مثل هکر هود لباس پوشیده بودن و یه کلاه سفید داشتن
از پشت بوته ها و شاخه های درختا اومدن بیرون .
تاکس ترسید و رفت عقب .گنو و هکر هود زدن زیر خنده .
تاکس با عصبانیت به گنو گفت:
– تو اینها رو میشناسی!؟
گنو گفت این هکر هوده و اینها هم دوستای هکر هود هستند.
تاکس گقت:
-هکر هود دیگه کیه؟
هکر هود دباره خندید و گفت:
-من و دوستام راهزنیم .
گنو گفت:
-اره تاکس. هکر هود یه راهزنه.ولی یه راهزن خوب. اون به حیوانای ظعیف کمک
میکنه و نمیزاره که قوی ترا اطلاعات اونها رو با زور ازشون بگیرن.
تاکس اولین بار بود که هکر هود را میدید .تاکس هیچ وقت فکر نمیکرد که راهزن
خوب هم وجود داشته باشه که از علم و قدرتش برای کمک به حیوانای ظعیف

استفاده کنه .

گنو از هکر هود پرسید که چی باعث شده که اون و دوستاش به جنگل ازاد بیاند؟

هکرهود گفت که خیلی از جنگل ازاد اونها خوشش امده .هکرهود مدت ها بود که

از ظلم موجودات قدرت مند خسته شده بود .هکر هود و دوستاش حیوانهای ازادی

بودن و دوست نداشتن کسی بهشون دستور بده و بهشون بگه که حق ندارید

کد های کامپیوتر را بدونید.

وقتی دید که توی جنگل ازاد همه میتونن کدای کامپیوتر را بلد باشن و اون کد ها رو

هر جور دوست دارن تغیر بدن تصمیم گرفت همراه دوستاش به جنگل ازاد باید و به تاکس

و گنو کمک کنه که جنگل ازاد رو بهتر و بهتر کنند .

تاکس و گنو خوشحال و شاد شدند چون قرارا بود که اونها همراه هکر هود و دوستاش

جنگل ازادو زیباتر کنند و دیگه توی این راه سخت تنها نبودند.

این داستان ادامه دارد….

Advertisements
No comments yet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: