Skip to content

تحریم فایده ای نداشت !

ژانویه 7, 2009

سلام سلام سلام

به این نتیجه رسیدم که تحریم فایده ای نداره . از بعد ۶ دی که   این جانب خودمو تحریم کردم تا این زمان ساعت حضورم در دنیای مجازی فقط ۱۰ دقیقه کمتر شد .

البته اون اوایلش چند روز کم امدم اونم به خاطر مشکل اینترنت بود که قطع شده  بود .

به این نتیجه رسیدم که درس و نت را با هم قاطی کنم بنا بر این  از این   پس میخوام پست های اغشته  به درس بنویسم .

البته تا ۲۰ دی شارژ ای دی اس ال تمام میشه و منو دیگه  نمیبینید ( حکایت بشنو و باور نکن )‌ ولی خوب تا ۲۰ دی خودش دو روزه .

اول یه مشروحی از اخبار این چند روزه میدم :

۱- بعد از یک سال پیگیری این جانب کامپیوتر همراه (خودم اینو  ساختم همون لبتاب خودمونه )  دار شدیم(xps 1330) که این واقعه را به خودم تبریک میگم .

لبتاب را که میخواستم تحویل بگیرم صاحب مغازه گفت xp  روش نصب کنم یا ویستا منم  گفتم فرقی نداره هرکدام را نصب کنی بعدن پاک میکنم لینوکس میزنم .

فعلا یه کبونتو و به فدورا روش نصب کردم و چند تا توزیع دیگه را امتحان کردم ولی به این نتیجه رسیدم که منو  ابونتو با هم میونمون بهتره .

۲- این یکی بیشتر از اون که خبر باشه  یک جمع  بندی از این ترم هست :

من و استاد سیستم عامل را که یادتونه یادمه زیاد دیگه با هم کل نکردیم . من فکرکردم به جا کل کردن از صحبتای ایشون استفاده کنم . جلسه اول لاگ خوزستان که بر گذار شد یه دیویدی  بمون دادن(با تشکر از اقای toti ) که من  تا پام رسبد به دانشگاه یکی از ان دیویدی ها رو به استاد سیستم عامل دادم .

جلسه اخر ترم که استاد داشت  برای اولین و اخرین بار حاضر غایب میکرد اسم منو که خوند گفت شما همونید که سیدی رو دادید ( ولی جان خودم دیویدی بود ) منم گفتم بله . دوستم گفت یه علامت جلو اسمت زد ! .خدا به خیر کنه خلاصه .( حالا بد به دل راه نمیدم خدارو چه دیدی شاید فیلم انقلاب اوپن سورس  را دیده و متحول شده )

۳- یه حادثه این روزا در جریانه که هیچ ربط مستقیمی  به منو این وبلاگ نداره ولی با انسانیت بیگانه نیست . خودتون میدونید منظورم چیه ( غزه ) وحشتناکه امدم تو این دوره بازم ازاین جنایات ببینه . وحشتناکه یه بچه به جای فکر کردن به اسباب بازیها و دنیای خودش وارد دنیایی بشه که برای ما بزرگتر ها هم بی منطق و غیر قابل درکه . دیدن عزیزان مرده غم انگیزه خدایا خودن میدونی الان چی میخوام بگم ………

۴- داستان های لینوکسی را  نمیدونم دنبال  میکردید یا نه ( روی سخنم  با بچه هاست 😀 ) این مدت ان قدر سرمان شلوغ بود که فکرمان از کار کردن  افتاده بود بنا بر این استوب دادیم  تا بعد امتحانات تا اگه نمره خوب نگرفتیم گردن داستانها نندازیم !

نکته انحرافی : شرح و مشروح(املاش درسته ؟) اخبار با هم قاطی شد !

Advertisements
One Comment leave one →
  1. totia permalink
    ژانویه 20, 2009 13:51

    میدونی نارسی شما از این انسانهایی هستی که مغزت گنجایش افکارت رو نداره بنابر این باید یکجوری تراوشاتش رو بدی بیرون و اینترنت اینجوری بهت کمک میکنه از پست بعدیت مشخصه…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: